+ نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390ساعت 20:44  توسط محمد امین چیت گران
|
دلواپسی هایم از آنجا شروع شد که زیر باران عاشق شدم و مادر ترسید که آرزوهایم خیس شود . . . و از این لحظه است که هر موقع باران و برف می بارد از پشت پنجره دغدغه ها و آرزوهای من را نگاه می کند